SHAANDEL 的个人资料آثار گونه گون照片日志列表更多 ![]() | 帮助 |
|
|
5月30日 چرا موسوی آریبالاخره مسافرت تمام شد و بعد از حدود دو ماه برگشتم ایران ، ایرانی که با تمام دنیا متفاوت است ، دنیای خاصیست ، اما عمق این دنیا مثل کشورهای اروپایی چند سانتی متر نیست بلکه از هر لحاظ چه خوب و چه بد عمقی به درازای تاریخ دارد به جد می توانم عرض کنم که فرق کشور ما با کشورهای اروپایی را می توان در رعایت قانون خلاصه کرد بد یا خوب بودن قانون چندان نمی تواند موثر باشد چرا که به مرور می توان قانون بد را با قانون خوب جایگزین کرد چیزی که بسیار حائز اهمیت است ضمانت اجرای قانون می باشد یعنی قانون بدون تبعیض و برای همه برابر به مورد اجرا درآید و هیچ کس و گروهی نه فراتر از قانون باشد و نه نسبت به دیگران برابرتر! ه رئیسجمهور بالاترین مقام اجرایی کشور است البته درک این جمله در ارتباط با وجود مقام رهبری برای من اندکی سخت است اما به هر حال مطابق قانون اساسی رئیسجمهور ضامن اجرای قانون در کشور است حال در طول 30 سال اخیرو بالاخص و بویژه در 4 سال اخیر بسیاری از قوانین تعطیل گشته یا بد و حتی متضاد اجرا شده اند روسای جمهور مسئول هستند. اما اتفاقی که در طول 4 سال اخیر در کشور افتاد و عدم رعایت قانون در طول 4 سال حکومت آقای احمدینژاد پدیده ای هست نادر که باید ازدیدگاه روانشناسی فردی و شخصیت شناسی مورد تحقیق و بررسی گردد چرا که بیشتر این نابسامانیهایی که از عدم رعایت قانون نشائت می گردد بر می گردد به شخصیت خود آقای احمدینژاد که باید روانشناسان نورولوژیک مورد بررسی قرار دهند متاسفانه هواپیمای جامعه ایران که پر از 70 میلیون مسافر بود به خلبانی سپرده شد که تنها ادعای خلبانی داشت ولی هیچ سررشته ای از خلبانی نداشت و هنوز از ادعایش دست بردار نیست اگر در داخل هواپیمای جامعه ایران افراد دلسوزی نبودند که با لطایف الحیل و با دلسوزی ، غیرمسقیم به اداره آن کمک کنند اکنون با عملکرد خودرای آقای احمدینژاد ؛ خاکستری (تکرار می کنم تل خاکستری) ازهواپیمای جامعه ایران به همراه سرنشینانش نمانده بود اکنون زمان عمل دوباره فرارسیده است خلبان باید عوض شود اما ... اما ایشان مصر در خلبانی و پر مدعا تر از گذشته!!!ه ===================== من به عنوان یک فرد دگراندیش با تفکراتی ملی – مذهبی نظرات شخصی خودم را نسبت به آقای موسوی و احمدینژاد اینچنین اعلام می کنم و به دوستان پیشنهاد می کنم برای کمک به خروج از بحران کنونی که دست پخت مستقیم خود آقای احمدینژاد است به پای صندوقها رفته و به موسوی رای دهیم ، باید عرض کنم که اگر بخواهم کاندیدایی داشته باشم فردی چون دکترعلیرضا رجایی ، یا علیجانی یا علوی تبار یا دکتر یزدی یا مهندس سحابی را لایق آن می دانم نه کس دیگری را اما در این برهه از تاریخ کشورمان حضور آنها نه تنها بحران فعلی را حل نمیکند بلکه بحرانی به بحران کنونی اضافه می نماید و چنانکه می بینید هیچ کدام از آن شخصیتها هم اعلام حضور نکردند با اینکه اگر می کردند هم شورای نگهبان نظام رد شان می کرد معتقدم در این برحه از تاریخ کشورمان، فردی برای اداره اجرایی کشور لازم است که میانه رو و آرام ، فلکسابل ، اهل مذاکره باشد کسی که هم در جناح راست اعتباری داشته باشد هم اصلاحطلبان و هم اینکه به حقوق شهروندی تعطیل شده ، احترام گذاشته و متعهد باشد تا کشور به آرامی از وضعیت بسیار بسیار خطرناک و بحرانی فعلی خارج شود و به حالتی استیبل و ثابت برسد تا نیروهاو قوه های اجتماعی اندکی قوت بگیرند و جان بگیرند در حالیکه بعد از 4 سال همه آنها در زیر یوغ سنگین و آوار استبداد و دیکتاتوری فردی و جمعی غیرفعال شده اند و مستاصل گشتهاند عملکرد و سخن و رفتار های هیجانی و به دور از تدبیر آقای احمدینژاد در طول 4 سال اخیر خواه نا خواه نگاه مردم دنیا را نسبت به شهروندان ایرانی عوض کرده و وقتی یک خارجی به یک ایرانی نگاه می کند چهره احمدینژاد را ناخوداگاه در چهره ما می بیند و عکس العملش در برابر ماعکس العمل خوشایندی نیست این موضوع را درطول سفرهای متعددی که به شهرهای مختلف اروپا و خاورمیانه داشته و دارم با پوست خون و روح و روانم و اعصابم تجربه میکنم تجار و شرکتهای بزرگ نیز با این دیدگاههای تند چندان میانه ای ندارند و این مستقیم بر سرمایه گذاری خارجیان در کشور تاثیر می گذارد و همچنین سرمایه گذار و تاجر به یک محیط آرام و امن نیاز دارد تا مطمئن از برگشت سودش باشد و تنها در این صورت است که سرمایه گذار پولش را برای خدمت در کشوری به خطر می اندازد ما نمی توانیم با اتکا به سرمایه های داخلی کشور را آباد کنیم مطمئنا ما نیاز داریم در وحله اول سرمایه ها از کشور فرار نکنند (چه انسانی و چه مالی ) و در وحله دوم سرمایه های بین الملی را جذب کشور کنیم تا مشکل اشتغال و اقتصاد را حل نماییم چراکه تنها با اتکا به نفت و نیروی انسانی نامجهز به تکنولوژی روز امکان تحقق برنامه های اقتصادی صنعتی کلان وجود ندارد برای تامین چنین وضعیتی راه درازی در پیش داریم و بسیاری از قوانین باید عوض گردد و ... اما در گام نخست به یک فرد میانه روی در جایگاه رییسجمهور نیازهست که وجهه تخریب شده ملی ما را (که مخصوصا در 4 سال گذشته خرابتر شده) بهبود بخشد ، آقای موسوی با آرامش خاصی که در گفتار و رفتار خود دارد و با تیمی کارشناسی که جمع کرده است میتواند این گام نخست را برای مملکت بردارد ========== فلشی به گذشته؛ با اینکه هنوز نتوانسته ام عدم شرکت آقای موسوی درانتخابات سال 84 را درک کنم و هنوز این انتقاد بسیار جدی را بر ایشان دارم وهیچ جواب مشخصی در این زمینه از ایشان نشنیده ام که چرا با عدم شرکت خود در انتخابات 84 زمینه ظهور احمدینژاد را فراهم ساخت اما این دلیل بر این نمی شود تا نقاط مثبت شخصیتی ایشان را نادیده بگیرم
آقای احمدینژاد پروژه ای بود که نباید ناتمام می ماند این پروژه از طرف تئوریسینهای جناح تمامیت خواه طراحی شده بود وحتی انتخاب ایشان کاملا برنامه ریزی شده بود و ایشان به عنوان مدیر پروژه باید به هر ترتیب شده انتخاب میشد داستان از این قرار بود که در طول 8 سال دوره خاتمی آزادیخواهی و مطالبات عمومی و اجتماعی به حدی رسیده بود که دیگر کنترل آن در آیندهی نزدیک غیر ممکن می نمود و آن مطالبات داشتند به نقطه غیر بازگشت میرسیدند برای برگشت به حالت قابل کنترل نیاز بود جامعه به شدت امنیتی شود تا جایی که دیگر کسی را یارای انتقاد هم نباشد نظامیان ناراضی بودند و باید از لحاظ اقتصادی و موقعیت اجتماعی رشد می کردند وبه عبارت دیگر باید نظامیان قدرت می گرفتند تا جامعه به شدت ناراضی را سرکوب نمایند و تحت کنترل خود درآورند برای چنین روشی باید در مجامع بین الملل تنش ایجاد می شد تا به استناد به خطر خارجی راحتتر درون را سرکوب کرد همه موارد بالا در زمان احمدینژاد به خوبی اجرا شد اما هنوز به دو دلیل کاملا نهادینه نشده است و هنوزهم که هنوزاست جناح تمایت خواه از اتمسفر موجود مطمئن نیست دلیل اول اینکه به دلایل شخصیتی ، احمدینژاد از کنترل تندروان جناح تمایت خواه هم خارج شد و کارهایی کرد که نباید می کرد دوم با اینکه نظامیان از لحاظ اقتصادی به شدت فربه شده اند و قدرت گرفته اند و در مقامات بالای حکومتی گماردهاند اما عدم انتخاب احمدینژاد در این دوره همه آنها قابل تعویض و شرایط قابل برگشت به قبل از احمدینژاد است چرا که فساد گسترده ای هم دامن آنها را به دلیل عدم پاسخ گو بودن به کسی یا نهادی گرفته وهنوز قوانینی وضع نشده که برخی انتصابات جای انتخابات را بگیرد
پس احمدینژاد دوباره باید انتخاب گردد تا پروژه کره شمالی کردن ایران کاملا به نتیجه برسد =========== بعد از مقدمه بالا و ترسیم دورنگاه آینده نزدیک " درصورت انتخاب احمدینژاد" شاید لزوم رای به موسوی و انتخاب تیم او کاملا روشن باشد تیم حامی دولت تمام موجودیت تاریخی اش در خطر است و اگر انتخاب نشود همه بافته ها پنبه خواهد شد لذا دست به هر کاری می زنند و از هر نوع اقدام فرا قانونی و غیر قانونی ابایی ندارد ، پول نفت در اختیارشان هست و میتوانند با ریخت و پاش آن در بین عوام الناس رای بخرند ، چک پول بدهند ، سیبزمینی توزیع کنند ، نهار بدهند شام بدهند وام بدهند و با تطمیع و تهدید رای بخرند با پول مالیات ما شهروندان در رسانه های عمومی به نفع خود تبلیغ کنند با هزینه ملت به نام سفرهای استانی به تبلیغ انتخاباتی بپردازند ============= موسوی با ارتباطاتی که در بدنه نظام دارد و همچنین ارتباطی که با اصلاحطلبان و قشرهای مختلف مردم و مخصوصا دانشجویان و اساتید و بازاریان و بویژه با نظامیان و سپاه دارد می تواند بدون هزینه هنگفت اجتماعیسیاسی کشور را از این وضعیت بحرانی کنونی که مسبب اصلی آن شخص احمدینژاد و حامیاناش هستند در بیاورد مطمئنا نباید انتظار داشت که ایشان دموکراسی را برای ما به ارمغان بیاورد و همه مسائل ریز و درشت مارا حل نماید اما امیدوارم ایشان بتواند فضای گفتمان ایجاد شده در دوره خاتمی را بر گرداند و سعی در بهبود وضعیت احزاب و تشکلها و انتشار روزنامه ها داشته باشد مطمئنا ما اکنون در وضعیتی نیستیم که پیش شرط زیادی برای ایشان بگذاریم چرا که وضعیت ما مانند وضعیت یک فردی است که در باتلاقی در حال فرورفتن و غرق شدن است و اینکه برای نجات خود از غرق شدن شرط و شروطی هم تعیین کند که مثلا کسی که می خواهد مرا نجات دهد باید مرا بشوید و غذا هم بدهد و ... دیگر جای مناقشه نیست ما باید متوجه باشیم که طرف مقابل اوچه دیدگاهی دارد و بفهمیم که طرف مقابل موسوی نه تنها برای نجات ما تلاش نمی کند بلکه با رفتار و اعمال خود خودآگاه یا ناخودآگاه بیشتر به غرق شدن ما در باتلاق کمک میکند شاید آینده برای خود موسوی هم چندان روشن نباشد چرا که هدف اصلی ایشان هم در شرایط خطرناک کنونی تنها نجات مملکت از باتلاق است مطمئنا اگر بعد از انتخابات فضای گفتمان ایجاد گردد و ما اندکی از خطرات خارجی و داخلی و بحرانهای اجتماعی و اقتصادی رها شدیم می توانیم در آن فضا به چانه زنی بپردازیم و نیازها و حقوق حقه خود را از راههای قانونی مطالبه نماییم حقوق زنان ، دانشجویان ، کارگران ، معلمان و همه و همه در حاله ای از ابهام و تقریبا در وضعیت تعطیل به سر میبرند و من امیدوارم با انتخاب موسوی ، فضای حداقلی برای احقاق این حقوق تعطیل شده بوجود آید ================ یکی از حامیان احمدینژاد که از سفره پرورهای ایشان بودند به صراحت می گفت که ترس ما از 50% رای خوابیده است که اگر بیدار شوند مطمئنا به موسوی رای خواهند داد و آنوقت نمی شود به هیچ وجه احمدینژاد را از توی صندوقها بیرون ! آورد و کارمان تموم است رای ندادن = رای به احمدینژاد است باید متوجه باشیم که شرایط بسیار حساس و خطرناک است و کسی که رای نمیدهد باید در تاریخ برای آیندگان توضیح قانع کننده داشته باشد و مطمئنا آیندگان چشم امیدشان به این انتخابات است و رای من وتونشان از شعور اجتماعی ما خواهد بود. اکنون ما سلاحی به غیر از شناسنامه هامون نداریم همین دریچه کوچک را در دست داریم به قول دوست خوبمان : نه به احمدینژاد تنها با رای ما امکانپذیر خواهد بود و رای ندادن تنها به ادامه وضع موجود کمک خواهد کرد حلقه داری که به دور گردنمان انداخته شد می تواند اندکی شلتر گردد ؛ از این فرصت استفاده کنیم تا نفسی تازه شود باتشکر شاندل
5月14日 تضاد آشکاردر ایران کنونی عملکرد و رفتار مسئولان نظام ، فرصت بسیار مناسبی را فراهم آورده تا با شدت و حدت بیشتری به اسلام تاخته شود و دوستان در سایتها و وبلاگهای متعدد و حتی در بلاگهای 360 شاهد این حملات هستند آنها با معرفی و نشان دادن رفتارها و عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران، و معرفی آن به عنوان اسلام و اسلام ناب محمدی ، مستقیما به اسلام حمله می کنند و متاسفانه افرادی که در دل عشقی به اسلام دارند کاملا خلع سلاح می شوند البته این خلع سلاح بودن تحصیلکردگان نه از ضعف اسلام است بلکه از عملکرد آنهایی است که مدعی اسلامنند ولی در عمل ابوسفیانی هستند مدعیانی که رفتار خود را ناب محمدی می خوانند ولی در خفا آن کار دیگر می کنند
روش کار حمله کنندگان به اسلام به این صورت است که اول اسلام را برابر با رژیم حکومت ایران می گیرند و استنادشان هم ادعا وگفتار و سخنان خود مسئولان است دوم با حمله به رژیم مسیر فرمان را به سمت اسلام عوض می کنند در این حمله "ناجوانمردانهی عوامپسند" یک نکته ظریفی نهفته است که هیچ کس به آن نمی نگرد و این نکته همان پست قبلی من است که بصورت نظرخواهی عنوان کردم سوال این بود آیا حاکمان ایران در طول حیات سیاسی خود در رفتار وکردار خود صادق بوده اند ؟ دو نفر = آری - 5.4 درصد بیست و هفت نفر = نه – 73 درصد هشت نفر = نمی دانم (مردد) = 21.6 درصد در این نظر سنجی از آی دی های خودم (3 آی دی) استفاده نکردم و اینکه در ادد لیست من بسیاری از طیفهای مختلف اعم از مذهبی و لائیک وجود دارند در بین کامنتها، نظر یکی از دوستان برام خیلی جذاب بود و او آقا ناصر عزیز بود اگر دقت کرده باشید ایشان و برخی دیگر از دوستان در بیشتر بلاستها و مقاله ها همیشه از رژیم کنونی ایران به عنوان حکومت اسلام یاد می کنند و در سوالی که من شخصا از ایشان پرسیدم فرمودند :
"بعدشم که خب اسلامه دیگه، نکنه میخوای بگی مسیحیه یا یهودیه که ما خبر نداشتیم، آینه رو نشکون"
البته روی سخن من آقای ناصر اشجاری نیست که خدای نکرده به دل بگیرند بلکه به خاطر این از ایشان یاد کردم که این تفکر ، تفکر قریب به اتفاق این طیف است البته خواسته یا ناخواسته ؛ عمدا یا سهوا جواب ایشان به سوال من که عرض کردم اکثر آن طیف اینگونه فکر می کنند نیز جالب توجه بود: "هرگز صداقتی به اندازه یک سر سوزن نبوده . خب دوستان شما چه نتیجه ای میگیرید اگر کسی دروغ می گوید و صداقتی درش نیست؛ {دروغگوست}؛ خوب در مدعی اسلام و آن هم اسلام ناب گفتنش هم باید شک کرد مگر نه این است اگر به اندازه سر سوزن صداقت در رفتار افرادی که مدعی اسلام هستند نمی بینید پس در مدعی اسلام بودنشان هم صداقتی نیست دوستان ! امام علی فرمودند: "روزی فرامیرسد که اسلام پوستینش را وارونه به تن می کند " و امروز همان روز است اسلامی که اصل اساسی آن "آزادی" است {توحید=نفی بندگی هرکس و همه کس به غیر خدا} تبدیل شده به اسلامی که همه چیز است به غیر از توحید {آزادی}ه اسلامی که اصل اساسی آن عدالت است تبدیل شده به اسلامی که همه چیز برای بیعدالتی مهیاست غیر از عدالت اسلامی که از اصول اساسی آن نبوت است {علمای امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل} تبدیل شده به اسلامی که هر کسی که نبوّتی و تعلّمی و تفهّمی دارد را به زندان می افکند و یا می کشد و به زنجیر می کشد آیا به نظر شما اسلام پوستینش را وارونه به تن نکرده؟ آقای موسوی یک سخن جالب گفته اند که شاید یه مقدار مجهور مانده ایشان گفته اند : من اصلاحطلبی هستم که دائم به اصول مراجعه می کنم البته اگر ایشان منظورشان از اصول همان اصول جمهوری اسلامی ایران است که خوشا به حالشان من کاری به کارش ندارم (اورا به خیر و مرا به سلامت) اما اگر منظورش به اصول اسلام است که همان حرف شریعتیست که در کتاب "بازگشت به خویشتن" گفته
یک بار با یکی از همکلاسیهای لائیکام در دانشگاه در مورد اسلام بحث می کردیم ایشان در آخر بحث که کاملا مستاصل شده بودند گفتند که اگر اسلام اینی است که تو می گویی پس من هم مسلمانم و خیلی هم مسلمانم . امیدوارم دوستان به دور از جنجال جنجالآفرینان و با دیدی موشکافانه و منطقی به قضیه اسلام و سیاست بنگرند و در دل خود دغلبازی سیاستمداران را از صفای اسلام دور سازند تا با نگاهی پاک و بی آلایش به اسلام بنگرند با تشکر از حوصله شما شاندل ======================= پ.ن.1 .از اینکه از آقا ناصر اسم بردم به دلیل اینست که آدم با جنبه ای هستند و بارها در بلاگ ایشان از این بحثها باهم کرده ایم وگرنه اگر اسم دیگرانی را ببرم اینجا کار به بیب و بیب بازی می کشد
پ.ن.2.برای شناخت اسلام منابع متعددی است از جمله قرآن و نهج البلاغه اما پیشنهاد من کتاب روش شناخت اسلام مجموعه آثار 28 دکتر شریعتی و همچنین مذهب علیه مذهب مجموعه آثار 22 دکتر شریعتی واگر علاقمند بودید اسلامشناسی حسینیه ارشاد مجموعه آثار 16 تا 18 دکتر شریعتی
5月10日 اخطار انتخاباتی 2اخطار دوم انتخاباتی
جناح تمامیت خواه در انتخابات اخیر به یک روش جدیدی رو آورده بنام " مشارکت کمتر نتیجه بهتر" حالا چرا مشارکت کمتر !ه
به خاطر اینکه جمع و جور کردن آرا به نفع یک کاندیدای خاص، در مشارکت کمتر راحتتر از مشارکت زیاد است ونیازی به رسوایی زیادی نیست ، مثل رسوایی هایی که در آرای اصلاح طلبان تهران در سال 78 در انتخابات مجلس ببار آمد
و شورای نگهبان با باطل کردن صندوقهای بسیاری یک سیب زمینی را بزور داخل میوه ها نمود و میوه هایی چون علیرضا رجایی را از حق خود محروم کرد
آرای محمدرضا خاتمی را از دو میلیون و خرده ای به یک میلیون دویست هزار تقلیل داد و و و
------------
روش معمول جناح تمامیت خواه در مواجهه با مسائلی که نمی تواند مستقیما با زور و دغل و تقلب وارد شود اینست که اول روزنامه کیهان شایعه ای را می پراکند ،
بعد کیهان صدا و سیما! شروع به پروبال دادن به شایعه می کند و به زم خودشان باور عمومی را آماده برخورد می نماید
بعد از این مرحله شروع به اعمال و رفتار خشونت آمیز می رسد که توسط نهاد های زور اعمال می گردد
-----------
اما در مورد انتخابات :
شاید بسیاری از شما اخیرا نظرسنجیهای عجیب غریب هواداران دولت محترم را شنیده یا خوانده اید
در اکثر این نطر سنجیها آقای احمدینژاد با اختلاف فاحش پیشتاز است
در اکثر این نظرسنجیهای ساختگی چنانکه دیده می شود آرای احمدینژاد از مجموع آرای موسوی و کروبی بالاتراست
به عبارتی آقای احمدینژاد در این نظرسنجی ها نصف بیشتر آرا را دارد
این اطلاعات غلط از هم اکنون به خورد جامعه داده می شود تا مطامع زیر بدست آید
:::
یک – میزان مشارکت مردم پایین آورده شود و هواخواهان اصلاح طلب به یک نوع یاس برسند _ مخصوصا در میان قشر عوام مردم_ تا از شرکت در انتخابات صرفنظر کنند و به این ترتیب میزان قلع و قمع آرا راحتتر گردد
دو- جناح حامی دولت باور دارد که اگر به هر نحوی انتخابات به دور دوم کشانده شود ، احمدینژاد بازنده است لذا؛ سعی دارد در همان دور اول قال قضیه را به هر نحوی بکند
لذا از حالا افکار عمومی را آماده می سازند تا اگر لازم شد آرا انتخابات را به نفع احمدینژاد تغییر دهند شوک در جامعه بوجود نیاید و بتوانند بگویند که از قبل هم نظر سنجیها همین را نشان می داد
و تا بتوانند از حماسه ای دیگر سخن برانند که مشتی بر دهان یاوه گویان بوده!ه
و باقی ماجرا که همه عادت داریم
سه – بسیاری از مردم هنوز از رشد سیاسی بالایی برخوردار نیستند و به دلایل مختلف از جمله نیازها یا اختلالات روانی به کسی رای میدهند که احتمال می دهند پیروز خواهد شد لذا با این دیدگاه درصد بسیاری را جذب خودشان کنند
===============
من از حالا به همه فرهیختگان هشدار می دهم که عدم شرکت در انتخابات و تحریم آن همان رای به احمدینژاد است
این مسئله در طول حیات سیاسی جمهوری اسلامی بارها و بارها تست شده و نتیجه ای نداشته است
و نمی توانند به هر بهانه ای از زیر این مسوولیت شانه خالی سازند
باید تحصیلکرده ها و فرهیختگان هوشیار باشند و عواقب تصمیم خود را در این برحه بسیار حساس جامعه و تاریخ ایران بدانند
باز امیدوارم دوستانی که هنوز تصمیم به شرکت در انتخابات را نگرفته اند با نگاهی جامعتر به موضوع انتخابات در این لحظه تاریخی از ایران هر چه سریعتر موضع خود را روشن نموده و نقش خود را ایفا سازند
با درود
شاندل اخطار انتخاباتیچندی پیش ایمیل های مختلفی برام از سایتهای مشهور می اومد
خبر ها رو می خوندم ولی محتوای خبرها برام تازگی داشت و نمی تونستم باورشون کنم
تا اینکه در سایت روز آنلاین مقاله ای را از خانم مریم زمانی خوندم و همه چیز برام روشن شد
از قرار سایتهای حامی دولت محترم از کمبود مخاطب رنج فراوان می برند و با استفاده از شگرد های خاص اقدام به جذب کاربران اینترنت به سمت خود و تبلیغ خود را دارند
داستان از این قرار است که آقایون با ساختن سایتهایی با شباهت زیاد به سایتهای "پر طرفدار ولی منتقد دولت " قصد در فریب کاربران دارند و به انواع مختلف و با ایجاد وبلاگهایی مشابه و باز کردن فضاهای بحث با کنترل نظرات مخالف به تبلیغ دولت می پردازند
چندی پیش یک لینکی برام اومد که در آن موضوع سفر احمدینژاد را به نقد کشیده بود!!!ونظر دهندگان که رقم آنها به 400 نفر می رسید با اذعان بر اینکه مخالف دولت هستند به طرفداری از سخنان او به طرز زیرکانه ای پرداخته بودند
من هم نظرم را همچنانکه در بلاستم هم نوشته بودم عنوان کردم و از ریشه سفر ایشان را زیر سوال بردم و لی بسیار محترمانه تا جایی برای مورد قبول واقع نشدن نماند
هر چی سر زدم تا ببینم نظرم چاپ میشه یا نه دیدم نه
دوباره نظرات را خوندم
دیدم ای دل غافل اینجا تبدیل شده به محل تبلیغات انتخاباتی و برنده میدان هم آقای احمدینژاد هستند
به سایتهای زیر توجه کنید
kalemehnews.com
tabnak.com
ghalampress.ir
از اسم این سایتها چنین بر می آید که منتقد دولت باشند مثلا کلمه سایت ویژه مهندس موسوی هست و تابناک مربوط به رضایی و قلم هم از سایتهای اصلاح طلبان
اما طرفداران دولت با تغییر چند کلمه این سایتها رو راه انداخته اند
مثلا سایت مهندس موسوی
kalemeh.ir
می باشد نه
kalamehnews.com
یا مثلا سایت تابناک
tabnak.ir
هستش نه دات کام
یا سایت خبری اصلاح طلب
ghalamnews.ir
هست نه
ghalampress.ir
----------------
این یک موضوع
---------------
موضوع مهمتر اینکه اخیرا مد شده و در بسیاری از وبلاگها در چند هفته اخیر مشاهده کرده ام ؛ مخالفت با مهندس موسوی است که با ژستی روشنفکر مآبانه و دگراندیش گرایانه ارائه میشود
من مطمئن هستم آقایان قاشقشون به ته دیگ خورده و رو آورده اند به تبلیغات منفی
یعنی اینکه د با زیرکی تمام و باژست دگر اندیشی به موسوی حمله کنند که دو هدف در آن نهفته است
یکی اینکه با انتقاد صحیح و شاید واقعا درست از موسوی (که اکثر دگراندیشان به ایشان انتقاد دارند) آرای موسوی را در قشر فرهیخته پایین بیاورند
دوم اینکه با تبلیغ تحریم انتخابات سعی به پایین آوردن مشارکت مردم دارند تا بتوانند احمدینژاد را با حداقل آرا دوباره در مسند مدیریت جهان!!! قرار دهند
در هر حال باید توجه داشت که احمدینژاد و مگسهای بسیاری که دور وبر این شیرینی رو گرفته اند و هر دم از این باغ به لطف مرحمتها و دست و دلبازی های ایشان بری می برند ، می دانند که اگر احمدینژاد را به این زودی از دست بدهند نه تنها بازی را بد جوری باخته اند بلکه هرچه در این 4 سال خورده اند و فربه و پروار شده اند را باید بالا بیارند
لذا به هر دروغ و تهمت و نا جوانمردی و هتک حرمت و تقلب و ... دست خواهند زد تا با حداقل آرا هم شده ایشان را دوباره به صندلی ریاست جمهوری بنشانند
امیدوارم دوستان با نگاهی عمیقتر به موضوع انتخابات و بدون سیاه سفید دیدن قضیه و به دور از رادیکالیسم (چه نو و چه قدیم) بدور از مطلق گرایی به نتیجه ایدئآل برسند
و با یقین به پای صندوق بروند |
|
|