SHAANDEL 的个人资料آثار گونه گون照片日志列表更多 工具 帮助

日志


9月22日

شاید اگر من جای علی بودم

این روزها قصد داشتم برای کاوه عزیزم که اینک بیش از 10 روز است ازش دورم تولد بگیرم اما زحمت آنرا یلدا " عمه خوب کاوه" کشیدند.

اما عظمت علی و مصادف بودن این روزها با حرف و حدیث علی مرا از پرداختن به مسائل اینچنین برحزرداشت.

مخصوصا که از لحاظ کاری در وضعیت بسیار سختی قرار دارم و چند پروژه کاری را همزمان درنقاط مختلف هندل می کنم و از نظر وقت واقعا در مضیقه ام.

وسعت تفکر علی آنچنان پتک حقارت بر سر آدم می زند که هر عظمت و بزرگی را به زیر می کشد و فکر را خود به خود به"آنچنان که باید باشد" سوق می دهد .

در اوقات فراغت چند ساعته ای که در 2 ماه اخیر در هتل های مختلف پیدا می کردم تحقیقاتی و نوشته هایی داشته ام که از 100 صفحه تجاوز می کند و به مرور اگر وقت کردم و تایپ کردم خدمت دوستان اندیشمندم ارائه خواهم داد

یکی از این نوشته ها در مورد علی بود که خلاصه ای از 25 صفحه از نوشته را در اینجا می آورم

امیدوارم ذهن تیز و متفکرانه تان از این چکیده به نانوشته ها هم گریزی زده باشد

================================

السلام علیک یا علی

یا علی هر لحظه از زندگی پر بار ترا که می بینم و می خوانم هر لحظه از زندگی نکبت بار خودم عذابم می دهد و فاصله بسیار "موجودی تو" ، موجودی مرا زیر سوال می برد.

شاید اگر طبیعت ترا نساخته بود و تاریخ ترا نیاموخته بود و اسلام نپرداخته بود و نبودی و اصلا کسی به نام علی در روزگار نبود زندگی ی بی دغدغه و بی دریغ و افسوس، داشتم

اما اینکه تو هستی و بودی و آنچنان که شایسته­ی یک انسان است زیسته ای ، مرا از بودنم شرمسار می کند

--------------------

الف - آنگاه که 14 سال بیش نداشتی و دست کوچکت را در ان مجلس اشراف به سوی محمد دراز کردی!!!؟

شاید اگر من بودم صبر می کردم تا ببینم کار محمد در نهایت به کجا می انجامد اگر زمانه با محمد بود به او می گرویدم و اگر زمانه بر علیه محمد بود بر علیه اش شعار می دادم تا از رانت صادرات و واردات و ویلاهای 5000 متری پاسداران و فرشته و الهیه و اموال مصادره شده فراریان چیزی نصیبم می شد یا لااقل پستی و مقامی و سردفتری و مدیر مدرسه ای و دکترا گرفتنی و استادی دانشگاه و ... اما دیدیم که 13 سال زمانه با محمد نبود و تو با محمد بودی در شعب ابیطالب در میان شکنجه و تهدید و تحدیدها در شبی که بر بسترش خوابیدی تا محمد از مکه بگریزد و... شاید اگر من بودم می ماندم تا فرجام کار را ببینم و وقتی به او می گرویدم که محمد بر شبه جزیره مسلط شده بود

ب- در خندق وقتی به جنگ امر ابن عبدود رفتی معلوم بود که شکست می خوری همه اقرار به شکست تو کرده بودند این چه نیرویی بود که ترا اینچنین نترس و پر اعتماد نگه می داشت در خیبر در بدر و احد همه و همه یک تیر زهرآگین کافی بود که تمامی زندگی ات در عنفوان جوانی نیست و نابود گردد.

تو 23 سال از بعثت تا وفات پیامبر جنگیدی و سختی کشیدی و حتی یک روز طعم خوش زندگی راحت را نچشیدی ! تو تقریبا در تمامی جنگها بودی

شاید اگر من بودم در پشت جبهه هیئتهای دعا و قرآن خوانی و توسل و ... برپا می کردم و در خوشبینانه ترین حالت لااقل یکی در میان میرفتم

پیش محمد می ماندم و زیرآب بقیه مسلمانان را می زدم تا ارتقا درجه پیدا کنم و یا از رقبام بدگویی می کردم ، چه می دانم بالاخره یه راهی برای خوشبخت بودن ام پیدا می کردم ...

ج- وقتی تو مشغول کفن و دفن محمد بودی در سقیفه بنی ساعده آنها که نگران قدرت تو بودند از اهرم نظارت استصوابی استفاده کردند و کاندیدا بودن ترا برای خلافت زیر سوال بردند و ترا از صحنه رقابت انتخاباتی کنار زدند.

چرا که آن جماعت معتقد بودند که حکومت اسلام حکم اولیه اسلام است و کفن و دفن مرده یک امر ثانویه است و میشود آنرا حتی به طور دایم تعطیل کرد ...

شاید اگر من بودم به توصیه ابن عباس عمل می کردم و اجازه می دادم او جزیرة العرب را بر علیه ابوبکر بشوراند و خودم با ذوالفقار همه را به جای خود می نشاندم و مقتدرانه بر کرسی خلافت می نشستم و همه اهل سقیفه را به زندان می افکندم و تک به تک به حکم اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکومشان می کردم

واگر از اعتراض عده ای هراسی بود قاطی اراذل اوباش بیابانگرد می کردم و همه را از دم تیغ می گذراندم

چرا که با حکومت اسلام نمی شود شوخی کرد و حکومت اسلام حکم اولیه است و هر عملی در جهت مصلحت نظام اسلامی مباح بشمار می آید...

اما تو اینهمه را نکردی و در جواب ابن عباس عموی پیامبر که نفوذش از ابوبکر و عمر و ... بسیار بیشتر بود گفتی " بیعت برای خلافت در حضور مردم و در کنار مردم باید انجام بگیرد" کاری که رقبای تو در خفا و به دور از مردم انجام دادند

د- شورای عمر ! و آن "نه" تاریخی که بر پیشانی رانتخواری حکومتی زدی .

وقتی عبدالرحمن اوف ترا به تبعیت از قرآن و سنت و روش شیخین خواند تا با تو بیعت کند و تو رداش کردی

تو13 سال از حکومت به دور ماندی تا تنها به قرآن و سنت پیامبر عمل کنی نه به روش شیخین ! اما چه نصیبت شد: به کشاورزی می پرداختی با همان دستان خودت چاه می کندی و زمین آباد می کردی و تولیدی بزرگی راه انداخته بودی آنهم نه ازبرای خودت بلکه برای مستمندان!!!

آنگاه که ندا سردادی مژده باد بنی هاشم را که ذره ای از این نخلستان وقف آنها نخواهد شد و همه برای سیری مستمندان است!

شاید اگر من در آن شورای 6 نفره عمر بودم راه دیگری در پیش می گرفتم : حرف عبدالرحمن اوف را در زبان قبول می کردم (نه در دل ) و می گفتم که"میزان رای ملت است" و " نفت را سر سفره مردم خواهم آورد" ، " چکار به موو لباس جوانها ..." حل مشکلات مسکن ، مشکل جوانها ، آزادی ، شکوفایی اقتصادی ، حذف کنکور ... خلاصه هر شعار و حرف دهن پرکن و خوب و زیبا را بر زبان می راندم و وعده های بی حد و حصر می دادم تا بیعت بخرم و رای جمع کنم

اما به محض به قدرت رسیدن همه مخالفان را پاکسازی می کردم و عبدالرحمان و عثمان و بقیه را مرتد و از دین خارج گشته اعلام می کردم و زندانهای بسیار برپا می ساختم همانکه معاویه کرد و تک تک مخالفان را یا مخفیانه یا آشکارا می کشتم تا راه برای اداره و مدیریت جهان باز شود و چون پیامبر به شاهان دنیا نامه می نوشتم و آنها را به اسلام و صلح و دوستی و "مهرورزی" دعوت می کردم

شروع به تربیت مردم و برپا کردن نماز و دعا و حج می پرداختم تا همه به بهشت بروند

راستی یادم می آید گفته ای که می توانستی کاری بکنی که همه مردم دوران خودت به بهشت روند اما دنباله اش گفته ای که در آن صورت خودت به جهنم می رفتی !!! برای من کمی عجیب است

خب پیامبر مگر نمی توانست شفاعتت را بکند و یا گریه به فاطمه و ... می توانستی به محمد متوسل بشوی و به مظلومیت فاطمه بگریی تا همه گناهانت به ثواب بدل گردد

ه- در مورد سه جنگ ...

آن زن پیامبر،عایشه، را با عوام فریبی و تهمت و افترا می توانستی از صحنه بدر کنی ... و طلحه و زبیر را با ترتیب دادن یک دادگاه ویژه مرتد اعلام کنی و محکوم به اعدام

دستگاه عریض و طویل راه می انداختی تا بر علیه معاویه و عمروعاص توطئه بچینند و برنامه ها بسازند تا آبرویی برایشان نماند و خود حکومت را بگذارند و به خارج از کشور فرار کنند

راستی از یک چیز سر در نمی آورم این عمرو عاص را چرا در جنگ صفین نکشتی !!؟ اونکه کف دستت بود شنیده ام که لباسهایش را کنده بود تا از شرم و حیای تو استفاده کند و جان برهاند و این کار را هم کرد!

من اگر بودم با یک شمشیر دو نیمش می کردم تا عبرتی باشد برای آیندگان

خلاصه بگویم در خیلی جاها اشتباه کردی و مصلحت نظام را در نظر نگرفتی و همه برعلیه امنیت ملی اقدام کردند همه آنها که در حکومتت بودند نشر اکاذیب در جهت تشویش اذهان عمومی کردند، حزب تشکیل دادند ،بر علیه ات بسیج شدند و حتی تا جایی که بر علیه تو دست به شمشیر بردند و با تو جنگیدند

آخر تو چقدر به آزادی معتقد بودی!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

آزادی که تو به مردم می دادی امنیت ملی را به خطر می انداخت!!!. عده ای متحجر همچون این خوارج را اجازه می دهی در مسجد رودرروی تو بهت فحش بدهند و اعتراض و تخطئه ات کنند و مردم عوام خر مسلک را دور خودشان جمع کنند و حتی بر علیه ات بشورند!!!

واقعا که تو آنچنان در قلمرو آزادی و دموکراسی پیش رفته ای که حقوق بشر امروز قرن 21 نیز از رسیدن به گرد پای آن عاجز است

حقوق بشر امروز به حکومت مرکزی اجازه می دهد که اقدامات بر علیه امنیت ملی را سرکوب کند و تو با این جماعت خرفت نهروان که بر علیه تو شمشیر کشیده اند و یا اون معاویه و عمروعاص را به منطق و گفتگو می خوانی و راه مذاکره را همواره تا آخرین لحظه باز می گذاردی

حتی من شنیده ام در همه این سه جنگ آخرت به کسانی که با تو می جنگیدند 3 ضربه شمشیر در سه زمان می زدی تا بلکه پشیمان گردند و برگردند!

خدایا چقدر صبر و انسان دوستی و مردانگی و آخرسر هم به دست یکی از همین خوارج ترور شدی

می توانستی یک عده را به عنوان بادی گارد خودت استخدام بکنی و با محافظان خودت همیشه بگردی ...

راستی تو چرا در حکومتت زندان نداشتی!!؟؟

می دانی که زندان یکی از اهرمهای قوی در کشورداریست تو ولی امر مسلمین بودی و حرف تو حرف خدا بود و مخالف تو مخالف خدا و مهدورالدم! مگر نه این است ؟ در طول تاریخ بعد از تو تا به حال همه سلاطین و امرا و ... به همین منوال کشورداری کرده اند و همه خود را امیر المومنین و ولی مسلمانان نامیده اند

ضمنا برای اظهار مسلمانی و آن هم از نوع ناب اش می توانستی مجالس ختم قرآن و هیات های عزاداری برای مرگ پیامبر و فاطمه و کلا سالروز مرگ همه پیامبران را احیا کنی و همه و همه را بگریانی و دستجات سینه زنی و زنجیر زنی براه بیاندازی

مثلا روز به آتش انداخته شدن ابراهیم بدست نمرود و یا نجات بنی اسرائیل از دست فرعون را گرامی می داشتی ، دستجات عزاداری برای به صلیب کشیده شدن عیسی یا چه میدانم شهادت همزه سیدالشهدا یا برادرت جعفر طیار یا مرگ پدرت ابوطالب و خدیجه و ... سالروز شهادت همه کشدگان بدر و احد و ... را در روزهای مشخص یادآوری کنی و مراسم نوحه و... راه بیاندازی

و از این کارهای پوپولیستی به نفع خودت استفاده کنی و همه مخالفانت را سرکوب نمایی

وقتی نامه ای که به مالک اشتر نوشته ای را می خوانم میبینم تو در حکومتت بیشتر از مدعیان سکولاریسم امروز قرن 21 به سکولار بودن معتقد بودی " جبایة خراجها ،عمارت بلادها ، اصتصلاح اهلها ، جهاد عدوها " در همه این4 ، _ منشور کشورداری _ تنها به امور دنیوی پرداخته ای و اسمی از مبارزه با بد حجابی و نماز جمعه و جماعت و ساخت مسجد و تبلیغات اسلامی و ... نیست

« باج و خراج و مالیات "اقتصاد کشور" ، آبادانی شهرها "رفاه عمومی" ، صلح و آشتی ملی "قضات و عدلیه" و تمامیت ارضی کشور»

ه- اما علی

دیدیم که دشمنان تو چگونه نه تنها دین را وارد حکومت کردند بلکه آنرا بازیچه سیاست بازی خود ساختند و در این راه کثیف از هر جنایتی فروگزار نکردند

و این شد که میبینیم

===============================

آری علی اگر تو نبودی ، به اندک بودن خود قانع می شدم و سنگینی مسوولیتی را که از بودن تو در تاریخ حس می کنم را در نهاد خود نمی یافتم

اما اکنون شرم عظیمی از کوچکی خودم بر زندگی ام سایه افکنده و دلیل آن تنها و تنها بودن توست

" ای تاریخ کاش تمام توانائیهایت را و ای طبیعت کاش تمام استعدادهایت را و ای جهان کاش تمام نیروهایت را جمع می کردی و به جهان امروز ما یک علی دیگری می دادی"

---------------------

بحث بعدی انشاءالله در مورد وجود علی در قرن 21 خواهد بود

" اگر علی امروز در جامعه ایران بود چه میکرد!؟"

9月12日

تاتی تاتی

 

دانلود

 

دانلود

9月6日

کاوه و راه رفتن

داداشم فردا از حج عمره بر میگرده
پسر عموی کاوه که 8 سالشه 15 روزه پیش ماست
به کمک احسان ، پسر عموی کاوه، کاوه از دیروز راه میره
امروز دیگه تقریبا به خوبی توی خونه میگرده و هرچی دستش می رسه میاندازه زمین تا ببینه مثل توپش بالا میاد یا نه!؟
هر چیزی از استکان و نعلبکی گرفته تا گوشی موبایل را مثل توپ می اندازه زمین
 
خب ما داریم اینجوری خودمون رو مشغول می کنیم دیگه
خودم وخانواده ام و  شما را به خدا می سپارم ایام به کام