SHAANDEL 的个人资料آثار گونه گون照片日志列表更多 工具 帮助

日志


9月18日

دارها بر چیده خونها شسته اند

دارها بر چیده خونها شسته اند

کلاغان این راویان قصه های دروغ با قارقار دروغشان هابیلیان را محکوم می کنند و با پرواز سیاهشان بر فراز شهر خونین خاموش روزگاران را به شب رسانده اند

باز گفتیم باشد ، شب خواهد رفت و روز خواهد شکفت و زمان پیکر در خون نشسته ما را به گواهی خواهد خواند

کلاغان قابیل را آموختند که پیکر برادران در خون خفته مان را شبانه در خاک تیره پنهان کند و آخرین مدرک مظلومیت سرخمان را پنهان سازد

و آخرین مدرک مظلومیت مان همچون خون سرخمان در پهنه زمان گم شد

کلاغان در آشیان کبوتران قاصد نشسته و فرزندان و جگر گوشه های میهن را به تاراج می برند

پیکر برادرانمان را می دیدم که مظلومیتشان را فریاد می زدند و گوشهای کر و زبانهای گنگ مخاطبشان بودند

دین ملعبه سیاست و سیاست چون جویباری پر از لجن شد که موشها و کرمها تنها ساکنان آن شده اند

خروش تازیانه که بر پشت و پهلوی برادرانم نواخته می شود ، فریاد خونخواهی آنها را پوشانده و کسی را یارای ایستادن در برابر شکنجه گران نیست

آتشی افروخته شده که تر و خشک را به خود می بلعد

خداوند در گوشه ای از عالم نشسته و خیره بر اعمال اهریمنان گشته

اااااای­ی­ی­ی زمان چرا هنوز حاکمشان می شناسی؟

ای زمان ترا زبان گفتن نیست یا مرا گوش شنیدن

وگرنه چرا چنین

اینک مای مظلوم مای محکوم

در پهنه فروبسته زمان

درد جانکاه زنده ماندن و دیدن

دیدن شکنجه و فریاد و تجاوز و دروغ

به همراه ما در حرکت مارگونه  تاریخ

نیش عقربان دروغگو بر پیکرمان و ماران زهراگین که بر دوش ضحاکان در انتظار خوردن مغز جوانان است

ما همچنان شاکیان محکوم در انتظار دادگاهی که متهم برایمان چیده

متهم در جایگاه قاضی نشسته و مرا متهم می کند

و این دردی دیگر که اتهام ام چیزی است که من شاکی برآن هستم

خدایا صبر قوم به پایان رسیده

آیا موقع نزول عذاب فرا نرسیده

 

9月8日

اظهارات عجیب همسرامام درباره بازجویی دخترش؟

شاید همه شما داستان امام علی را را شنیده اید که به خانه زنی که چند فرزند یتیم داشت می رود و بدون شناسایی برایشان نان می پزد

آن زن که امام را نمی شناخته شروع به نفرین " علی " می کند که چرا به داد آنها نرسیده و از اون مرد _ که خود امام علی باشد_ به خاطر لطف و کمکش تشکر می کند

امام علی سر در تنور می کند و از خدا را با این کلمات می خواند:

خدایا مرا ببخش که نمی دانستم در حکومت من چنین کسی نیازمند بوده است ، خدایا اگر به خاطر این قصور مرا به آتش جهنم وارد سازی جای ملامت نیست

-------------------

خیلی جالبه که علی نمی گوید چرا تا به حال به این فرد کمک نکرده ام  بلکه می گوید چرا نمی دانستم چنین فردی در زمه حکومتم بوده

چرا که اگر  بدانی و کمک نکنی گناه و عذابش بسیار فراتر است

==================

حال داستان زیر را بخوانید که در 24 ساعت اخیر بعد از 1400 سال از آن واقعه در ایران خودمان رخ داده که البته هزاران نوع از همین نوع اتفاقات را شما بهتر از من می دانید

به نقل از سایت آینده

http://ayn.ir/fa/pages/?cid=11947

 

عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در تهران، روز گذشته به طرز بدي در حاليكه چادر را از سرش كشيدند بازداشت شد.

ليلا سادات جلال زاده مادر عاطفه در گفت و گو با «كلمه»درباره آخرين وضعيت دختر و همسرش اطلاعات تازه اي ارائه كرد.

او درباره فشار شديد بر روي دخترش براي اعتراف به روابط نامشروع سخن گفت و از برگزار شدن دادگاه غيرعلني همسرش بدون حضور وكيل خبرداد.او خواست تا به داد دخترش و ديگر زندانيان سياسي برسند:

دخترتان تماس جديدي با شما نداشت؟
امروز صبح ساعت 11 دوباره تماس گرفت و گفت كه خيلي تحت فشار هست و از او مي خواهند تا اعتراف كند.

چه اعترافي مي خواهند بكنند؟
به ارتباط نامشروع با يكسري از افراد سياسي كه هم اكنون درون زندان هستند.

آيا درباره شكنجه هم صحبتي كرد؟
بله مي گفت از ديروز تا حالا فقط مقداري آب دادند بخورد. يك دفعه آب يخ رويش مي ريزند. در يك اتاق كوچك نگه اش مي دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. يك گربه را هم در اين اتاق كوچك گذاشته اند.

درباره محل نگهداري اش چيزي نگفت؟
مي گفت كه اطراف شهر ري هست كه براي تلفن زدن بيرونش مي آورند تا با تلفن عمومي زنگ بزند اما اطلاع دقيق از محل نگهداري اش نداشت.

اطلاع داريد چه نهادي دخترتان را بازداشت كرده است؟
نه اصلا. اما خودش مي گفت كه يكي از افرادي كه دستگيرش كرده از افرادي بوده كه پدرش را دستگير كرده بودند. گويا سپاه پدرش را دستگير كرده است.

شما امروز براي پيگيري به جايي هم مراجعه كرديد؟
ما به همه جا مراجعه كرديم ولي هيچ خبري ازش نداريم. هيچ ارگاني قبول نكرده است. مي گفت با ماشين هاي نيروي انتظامي بردندش اما با توجه به اينكه سپاه پدرش را دستگير كرده اينها با يكديگر همخواني ندارد. نمي دانم تحت فشار اين حرف ها را به من مي زند يا نه.

دليل اين گونه بازداشت يك دختر 18 ساله را در چي مي دانيد؟
تنها براي اعتراف دروغين است.آيا اسلام اين را به ما گفته كه مي شود چادر از سر يك دختر 18 ساله بكشند و بدون چادر بين دو مرد بنشانند و با چشم بسته ببرندش و بدون چادر براي تلفن زدن بيرون بياورندش؟ دختري كه پدرش حدود 8 سال سابقه جبهه دارد. اين دختر از شش سالگي چادر سرش مي كرده حال چطور جرات مي كنند با او اين چنين رفتار كنند؟

براي تحت فشار قرار دادن پدرش اين كارها را نمي كنند؟
پدرش امروز دادگاه داشته است. شايد بخواهند با اين كارها پدرش را بشكنند يا دخترم وسيله اي شود تا بتوانند به هدفشون برسند و هدفشون هم اعتراف گرفتن از دوستاني است كه داخل زندان هنوز شكسته نشده اند. بچه هاي كوچك را گرفته اند تا با ترس و ارعاب بزرگ ترها را بشكنند.

گفتيد امروز گويا دادگاه همسرتان بود. چطور متوجه اين موضوع شديد؟
امروز خواهر همسرم براي ملاقات به زندان اوين رفته بود كه به ايشان گفته بودند كه براي دادگاه آقاي امام را بردند و ملاقات به بعد از ظهر موكول مي شود. گويا دادگاه غير علني بوده است.

وكيلشان مطلع بودند؟
نه. اصلا وكيلشان را به داخل زندان راه ندادند. ما واقعا بي دفاع هستيم و واقعا نمي دانيم چرا صداي ما را نمي شنوند.به داد دخترم و ديگر زندانيان سياسي برسيد.

 

======================

به کجا چنین شتابان

 فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ